اگر میتوانستم فراموشت میکردم اما....

تو در آبی آسمان به من لبخند زدی

تو در خوش آوازترین ترنم آبی آب به قلبم پا گذاشتی

تو در قشنگترین لبخند کودکانه به چشمم نشستی

تو را با نوای قلبم پذیرفتم با آهنگ گوشنواز عشق

تو مرا با مهر خواندی و من....

به مهمانی سفره ی محبتت آمدم

اگر میشد از یادت میبردم اما...

تو را با جوهر خونم در پنهانی ترین زوایای قلبم با سوزن تیز صبر حکاکی کرده ام

چگونه میشود نقشی را که حک کرده ای پاک کردو از بین برد

من هرگز نمیتوانم و واقعیت این است که چنین چیزی را نمیخواهم

من به تو می اندیشم و تو را با هر آنچه که وجود دارد میپذیرم

مگر عشق، جز این است...

و نمیدانم سرنوشت چه بازی با من میکند

و من برای تو مثل آب روان رودخانه زلالم

باورم کن و با من مثل من باش             دوستت دارم بهترینم

              o0o0o0o0omajido0o0o0o0o

 .... عشق یعنی

عشق یعنی یک نگاه به تو
عشق یعنی تا ابد در کنار
تو
عشق یعنی فقط نگاه کردن به
تو
عشق یعنی سپردن دل به دست
تو
عشق یعنی بین این همه آدم دلبستن به تو


عشق
یعنی
ترس
از
دست
دادن
تو

 

 تصاویر زیباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نویسان،آپلودعکس، کد موسیقی، روزگذر دات کام http://www.roozgozar.com

 

محاکمه ی عشقی

 

محاکمه عشق... جلسه محاکمه عشق بود و قاضی عقل ، و عشق محکوم به تبعید به دورترین نقطه مغز شده بود یعنی فراموشی ، قلب تقاضای عفو عشق را داشت ولی همه اعضا با او

 

مخالف بودند قلب شروع کرد به طرفداری از عشق، آهای چشم ،مگر تو نبودی که هر روز آرزوی دیدن اونو داشتی

 

ای گوش مگر تو نبودی که در آرزوی شنیدن صدایش بودی و شما پاها که همیشه آماده رفتن به سویش بودید حالا چرا اینچنین با او مخالفید؟ همه اعضا روی برگرداندند و به نشانه اعتراض جلسه را ترک کردند تنها عقل و قلب در جلسه مادند عقل گفت :دیدی قلب همه از عشق بیزارند ! ولی من متحیرم که با وجودی که عشق بیشتر از همه تو را آزرده

 

چرا هنوز از او حمایت میکنی !؟ قلب نالید:که من بدون وجود عشق دیگر نخواهم بود و تنها تکه گوشتی هستم که هر ثانیه کار ثانیه قبل را تکرار میکند و فقط با عشق میتوانم یک قلب واقعی باشم . پس من همیشه از او حمایت خواهم کرد حتی اگر نابود شوم